الفيض الكاشاني
142
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
وا دارد ، و در مدّت كمى خوشخو مىشود . 2 - انسانى كه زشتى كار زشت را شناخته ولى به كار شايسته عادت نكرده بلكه كار زشت برايش جلوه كرده و مطيع شهوتهاى خود شده و بر اثر تسلّط شهوت از عقيدهء درست خود روى برگردانده ولى به نادرستى عمل خود آگاه است . كار چنين فردى از شخص اول دشوارتر است ، زيرا تكليفش دو برابر شده است : اوّل بايد فسادى را كه بر اثر انجام اعمال ناشايست در نفسش رسوخ كرده ريشه كن كند ، دوّم آن كه صفت بازگشت به انجام كار خوب را در نفس خود ايجاد كند . ولى چنين شخصى اگر براى تمرين با اراده و دور انديشى و جديّت حركت كند شايستگى آن را دارد كه موفق شود . 3 - انسانى كه معتقد باشد داشتن اخلاق زشت لازم و نيكوست و بر همين حال تربيت شده باشد . درمان چنين شخصى تقريبا محال است و جز بندرت اميدى به درستكارى او نيست ، چون عوامل گمراهى چند برابر شده است . 4 - انسانى كه با اعتقاد فاسد و انجام كار بد نشو و نما كرده و علاوه بر آن فضيلت را در شرارت بسيار و نابود كردن انسانها مىداند و بدان مىبالد ، و گمان مىكند اين كار ارزش او را بالا مىبرد و اين دشوارترين درجات است و براى چنين موردى گفته شده : تمرين انسان پير رنج دارد و مهذّب ساختن گرگ عذاب كشيدن است . نفر اوّل از اين گروه فقط نادان و دوّمى نادان و گمراه و سوّمى نادان ، و گمراه و فاسق و چهارمى نادان ، گمراه ، فاسق و شرور است . امّا نظر ديگرى كه به آن استدلال كردهاند آن است كه آدمى تا زنده است خشم و شهوت و دوستى دنيا و ديگر اخلاقهاى زشت وى ريشه كن نمىشوند امّا اين اشتباه گروهى است كه پنداشتهاند مقصود از مجاهده بطور كلّى ريشه كن ساختن اين صفات است و اين پندار بسيار نادرست است . زيرا شهوت براى فايدهاى آفريده شده و در آن اصل فطرت لازم است چنانكه اگر ميل به غذا و آميزش با زنان قطع شود انسان مىميرد و نسل منقطع مىگردد يا اگر خشم